محمد بن أحمد المقدسي ( المشاري ) ( مترجم : علينقي منزوي )
395
أحسن التقاسيم في معرفة الأقاليم ( فارسي )
مرد بيرون مىدهد . دژى دارد كه جامع وبازار وكهندژ در آن است وبيشتر بازارها در حومهء آنست . درون دژ چند تا دكان نيز هست . وسيج : كوچك است وبارو دارد ، فرمانروائى نيرومند نيز در آنست . جامع در بازار مىباشد . كدر : شهري تازه ساز است . مردمش نيرومندند وبراي حق منبردارى جنگها كردهاند . حديث گرايان بر آنجا چيرهاند . * شاوغر : بزرگ است وروستاهايش بسيارند . دژى دارد . جامع آن كنار بازار واز جاده به دور است . سَوْران : بزرگ است وهفت بارو دارد كه يكى در پشت ديگريست وربض ( ساختمانهاى بيرونى ) در آنها است . جامع در شهرك درونى است . مرز غزها وكيماك است . ترار ، زراخ : تراز شهرستان روستاايست در پشت سوران در سمت تركستان ، كوچك وبارو دار است ، يك كهندژ نيز دارد . زراخ نيز ديهى از آن روستا است . شغلجان : بزرگ است ، مرزگاهى است بر سمت كيماك . دژى دارد ، وپر بركت است . بلاج : شهري كوچك است كه بارويش ويران شده جامع آن در بازار است جائى كه به قصبه باز مىگرديم . بروكت : بزرگ است . ابن نقطه ويلاج در مرز تركمانها هستند كه از ترس مسلمانى گزيدهاند . بارويش ويران شده است . بروخ : بزرگ وكهنه است وجامع آن در بازار مىباشد .